ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
یک وقت هایی هست.دلت میخواهد با یکی حرف بزنی.
فقط حرف بزنی بی آنکه چیزی بشنوی.بی آنکه قضاوت شوی.بی آنکه دلسوزی … بی آنکه ترحم شود
بی آنکه ….
کلی حرفه ناگفته در دلم بوده هست و خواهد بود و بعد از بالا پایین کردن 6 مخاطب موبایل
همچنان ناگفته در سینه م ماند....
و سوزاند...
و می سوزاند....
بعد نوشت : از وقتی که اومدم ماهشهر همه مخاظبین بی مصرف گویشمو که وقتی کار داشتندرو تماس میگرفتند حذف کردم حالا مخاطبین گوشیم فقط 6 شماره ست که همه اعضای خونواده ام هستند... بعضی از حرف های تویی دلمم رو نمیتونم بهشون بزنم …
میدونید که خدا هیچ کارست همه ی اتفاقات و کارها تقصیر بنده هاش ِ اون فقط همه ی امکانات ُ فراهم کرده و به هر بنده ای که خواسته داده و وایستاده کنار و نگاه میکنه... و ناظر... فقط و فقط ناظر با سکوت کامل...