ماجراهای عجیب و غریب

یکشنبه 3 تیر 1397 ساعت 12:07

دیشب خاله بهجت که از روستا اومده بود بخاطر این نبود که آب روستانشین قطع،  در اصل برای این بوده که توی ایام نوروز اتفاقات عجیب ی توی فامیل افتاده که خونواده ما بی اطلاع بودن!

توی ایام نوروز که خاله مریم اینا می‌آیند اصفهان از شیراز دخترخاله زهرا دختر خاله مریم خاطر خواه 

پسرخاله حسن پسر خاله بهجت  می‌شه هیچ کادو میگیره دختر خاله زهرا برای پسرخاله حسن و کلی عشق و عاشقی! حالا خاله بهجت از خونه شون اومده بوده اصفهان که خاله مرضیه که تحصیل‌کرده و با فهم و شعورشونه پادرمیانی کنه و قضیه نابود کنه بره پی کارش!!؟؟  قشنگ مامان جان هر اتفاقی میفته رو سریعی به خاله ها گزارش میکنه به این اتفاق افتاده به مامان من هیچ کدام حرفی نزدن این هم اتفاقی مامان فهمیده! من میگم  دایی سید علی ام هر وقت میمود اصفهان بیشتر مواقع خونه ی ما بود حالا سر از خونه #خاله_بهجت در میاره!؟!؟  البته دیپورت کردن دایی سید علی توسط اینجانب که بهش گفتم به مامان من قضیه ارث و میراث ربطی نداره و شما فرزند ارشد هستی و اینکار رو بکنی و پای مامان منو نکش وسط دعوا خودت و دایی سیدمرتضی هم بی تاثیر نبوده! 

بهرحال مامان میگفت تیکه های سیاسی و بی محلی و همه ش تو اتاق موندن من باعث شده که امسال عید #خاله_مریم خونه ی ما نموند و همه ش خونه #خاله_بهجت بزند! در صورتیکه داستان عشق و عاشقی بوده


https://t.me/tanhataren_pesare

نظرات (1)
چهارشنبه 6 تیر 1397 ساعت 14:30
ان‌شاالله موفقیت های کاری و درسی‌تون روزافزون باشه که کلید اعتمادبنفسه.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد