X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
زمان ثبت : چهارشنبه 13 آبان 1394 در ساعت 10:49 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : تنهاترین پسردنیا
عنوان :

نهیب های ذهنی


برچسب‌ها : رویایی شخصی، دردنوشت، واگویه های مغزی یک معلول چلاق، چلاق
چرا دنبال رویایی شخصی ات نمی روی؟!  مگر رویایی تو برنامه نویس شدن نیست...؟ هان؟  پس چرا ایستادی؟ و هیچ کار مثبتی برای تحقق درآوردنش نمی کنی؟ خودت شرایط جسمانی تو میدونی اما میذاری برات دیگران تصمیم بگیرند که به ضرر شرایط جسمی ات هست و تا آون ها به رویایی شخصی شون برسند؟ پس رویاهایی تو چی؟ 
نظرات (2)
زمان ثبت : پنج‌شنبه 21 آبان 1394 ساعت 06:08 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : /
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
حتی زمانی که تو مغازه هستین، میتونین مطالعه کنین برا کنکور کاردانی به کارشناسی و همچنین برنامه نویسی.
بعد شما چیکار به حرف خانواده دارین؟ شاید چون همیشه نصفه رها کردین و به نتیجه نرسوندین، فکر می کنن بازی میکنین.
به نظرم بهتره همزمان کارم بکنین. البته کارهای سبک.
اصلا شما چرا نمیرین دکتر، تهران. برا درد پاتون؟ قرار نیست که خانواده تصمیم بگیرن. تنهایی برین.
پاسخ:
دکتر فعلاً من سرپام و راه میرم پس دکتر خبری نیست
زمان ثبت : پنج‌شنبه 21 آبان 1394 ساعت 05:46 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : /
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
واقعا ذهنتون درست میگه...
پاسخ:
بله اما متاسفانه با شرایط زندگیم که مجبورم بیشتر مواقع روز را مغازه باشم و یا وقتی که پای لب تاپ م به دید خانواده بازی میکنم فایده نداره
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :