X
تبلیغات
رایتل

اتفاق افتاده دیروز دانشگاه

چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت 08:28 ق.ظ

نمیدونم شاید باورم اشتباه باشه دیروز صبح توی دانشگاه استاد خانم " م " رو دیدم خیلی صمیمی و دوستانه تر آز قبل باهام سلام احوال پرسی کرد ... بار دوم هم که بازم دیده ام ش بهمین نحوه... بعد سر کلاس درس هعی میگفت آقای " ف " درس رو متوجه شدی، یا دوباره بگم، حالت خوب ِ نمیخواهی بری بیرون... بعد کلاس بچه‌ها هعی میگفتند رضا استاد " ف " خیلی تحویل ت میگرفت چی شده؟ گفت هیچی؟ به خدا؟ شاید فقط استاد " م " از آن دسته آدم هاست که به همه آدم ها احترام می‌گذارد و لبخند می‌زنند بدون هیچ چشم داشتی و شاید هم از آن دسته آدم هاست که دوست داره به آدم های که مشکل جسمی دارنند لطف ( محبت  ) تا پیش خودش بگه چه آدم خوبی هستم، خدایا شُکرت بخاطر سالم بودنم... بهرحال  نمیدونم شاید چون منو بخاطر همین که چندباری توی این مدت دیده من از کلاس ها اومدم و روی زمین نشسته بودم و حالم خوب نبود ِ... اما خب دوست ندارم کسی بهم ترحم کنه به هر دلیلی  ... شاید نباید وقتی درد دارم به روی خودم بیارم... 

نظرات (2)
پنج‌شنبه 6 آبان 1395 ساعت 03:06 ق.ظ
رضا الاغ یک وقتی میخواهد باهات دوست بشه ؟
مگه اشکالی داره شاید یه کوس مجانی گیرت اومد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت 09:27 ب.ظ
چرا فکر میکنید ترحمه؟ حتما بخاطر اینه که خیلی با شخصیت هستین.
فقط وقت هایی که اعصاب ندارین، بداخلاق میشین.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب ترحم وگرنه دلیل دیگری نمیتونه داشته باشد
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد